یکی از عقاید من در زندگی این است که مهم نیست، شما چه انتخابی دارید، مهم این است به انتخاب خود علاقه داشته باشید! و البته این علاقه بهتر است تنها از روی علاقه ذاتی شما باشد و سرافرازیهایی که در آینده از روی این علاقه به دست خواهید آورد و نه از روی خودنمایی.
رشته تحصیلی پزشکی، همانند باقی رشتههای تحصیلی دیگر، تنها یک رشته تحصیلی و یک انتخاب برای ادامه تحصیل است، تمامی افرادی که در این رشته تحصیل میکنند «همانند» دیگر افرادی که در رشتههای تحصیلی دیگر تحصیل میکنند دارای «ارزش و احترام» هستند.
تا به حال بسیار برای من پیش آمده، کسی که در رشته پزشکی تحصیل میکند و فقط دانشجوی این رشته است، به گونهای رفتار میکنند که گویا اگر «همین شخص!» نه باقی پزشکان، فقط همین شخص از جامعه پزشکی خارج شود، جامعه پزشکان دیگر برای همیشه نابود خواهند شد!
نمیدانم شما در چه رشتهای تحصیل میکنید، اما اگر یک دانشجوی پزشکی هستید، امیدوارم به این نتیجه برسید، همانطور که شما برای دریافت مدرک پزشکی، چیزی حدود ۶-۷ سال تحصیل میکنید و البته زحمت! میکشید، یک دانشجوی رشته مکانیک، الکترونیک، معماری و ...، نیز برای دریافت مدرک فوقلیسانس خود همین میزان وقت صرف میکند!
و البته برای آنکه به این شخص بگویند، دکتر، پس از دریافت مدرک فوقلیسانس، حداقل ۲ سال و حداکثر گاهی تا ۱۲ سال نیازمند تحصیل است، همانطور که یک دانشجوی رشته پزشکی، برای گرفتن تخصص خود باید چنین زمانی را صرف کند.
دوست گرامی، همان اندازه که یک پزشک در نجات جان انسان تلاش میکند، دیگر رشتههای تحصیلی نیز، در آسایش و البته نجات جان انسانها تلاش میکنند، همانند یک مهندس برق که کل سیستم برق رسانی یک شهر را تنظیم میکند ... شاید یک اشتباه آن باعث به آتش کشیده شدن بسیاری از ساختمان ها شود، یا یک طراح موتور ماشین، با کوچکترین اشتباهی میتواند جان بسیاری از انسان ها را بگیرد (نمونه بارز در آتش گرفتن خودروهای اخیر ایرانخودرو که سر و صدای زیادی در رسانهها کرد)، یک مهندس کامپیوتر که کارش معماری شبکههای جهانی است با کوچیکترین اشتباهی میتواند ارتباط بسیاری از قسمتهای جهان را به یکدگیر قطع کند، چه بسا اشتباه در برنامه نویسی یک سیستم موشکی، بتواند باعث کشته شدن بسیاری از انسان ها شود و ...
میبینید که اگر میخواهید جان انسانها را نجات بدهید، نیاز نیست تنها یک پزشک باشید، شما برای نجات انسانها تنها به یک چیز نیازمند هستید «وجدان کاری»، همین و بس!
اگر شما هنوز انتخاب رشته نکردهاید، به شما یک توصیه میکنم، به این فکر نکنید، کدام رشته تحصیلی دهنپر کن تر میباشد، فقط به این فکر کنید، کدام رشته تحصیلی برای شما بیشتر ثمره خواهد داشت!
اگر یک دانشجوی رشته پزشکی هستید، بهتر است بهترین پزشک باشید، و اگر یک دانشجوی رشته کامپیوتر هستید، بهتر است بهترین دانشجوی رشته خود باشید، همینطور باقی رشتهها ...
و غیر این صورت، من به همان اندازه که لیسانس کامپیوتر بیکار دیدهام، پزشک عمومی بیکار هم دیدهام ;)، و البته این چیزی از ارزش رشته شما کم نمیکند، اگر شما در رشته تحصیلی خود بهترین باشید، قطعا کاری مناسب و در شخصیت خود پیدا خواهید کرد.
امیدوارم این تابو در ایران شکسته شود و بجای آنکه دختران و پسران این جامعه بزرگترین آرزوی خود را تحصیل در رشته پزشکی بدانند، بزرگترین آرزوی خود را بهترین شدن در رشته تحصیلی «مورد علاقه» خود بدانند. و وای به حال آن روزی که آلبرت انیشتین در ایران زندگی میکرد ... ;)
سربلند باشید
یاعلی










