دنبال کردن کتاب‌هنر عضویت در گروه فیس‌بوک کتاب‌هنر عضویت در گوگل ریدر کتاب‌هنر

نگهبان جهنم و حکایت ما ایرانیان

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 
altخواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سر هر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان.

خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»

گفت: «می‌دانند که ما ایرانیان به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»

خواستم بپرسم اگر  در میان ما کسی باشد که بداند و عزم بالا رفتن کند ...؟

نپرسیده گفت: «اگر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خودمان بهتر از هر نگهبانی پایینش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!»

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

یک نکته!

کتاب هنر با بازدیدکننده تا به امروز، مکان مناسبی برای به انتشار قرار گرفتن نوشتار های شما می باشد!، در این تارنما نوشتار های پزشکی، ستاره‌شناسی، زمین‌شناسی، تکنولوژی، چهره‌شناسی، طب سنتی و گیاه‌شناسی، طبیعت‌شناسی، معرفی کتاب و ... منتشر خواهد شد، این نوشتار ها از نوع 'پاک' بوده و برای تمام سنین خانواده مناسب می باشد. همچنین بیش از ۱۲۰۰ عکس از طبیعت ایران در بخش گالری عکس موجود است و هر هفته بر تعداد این عکس ها افزوده می گردد.