دنبال کردن کتاب‌هنر عضویت در گروه فیس‌بوک کتاب‌هنر عضویت در گوگل ریدر کتاب‌هنر

شعری از حافظ!

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
جانا به حاجتی که تو را هست با خدا کخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است
ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم آخر سال کن که گدا را چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان سال نیست در حضرت کریم تمنا چه حاجت است
محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است
جام جهان نماست ضمیر منیر دوست اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است
آن شد که بار منت ملاح بردمی گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است
ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است
ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار می‌داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است

شعر: حافظ

افزودن نظر


کد امنیتی
بازخوانی

یک نکته!

کتاب هنر با بازدیدکننده تا به امروز، مکان مناسبی برای به انتشار قرار گرفتن نوشتار های شما می باشد!، در این تارنما نوشتار های پزشکی، ستاره‌شناسی، زمین‌شناسی، تکنولوژی، چهره‌شناسی، طب سنتی و گیاه‌شناسی، طبیعت‌شناسی، معرفی کتاب و ... منتشر خواهد شد، این نوشتار ها از نوع 'پاک' بوده و برای تمام سنین خانواده مناسب می باشد. همچنین بیش از ۱۲۰۰ عکس از طبیعت ایران در بخش گالری عکس موجود است و هر هفته بر تعداد این عکس ها افزوده می گردد.